یکی از نقدهایی که واسه فیلم «تهران من حراج» خوندم، به موضوعی جالبی اشاره کرده بود و اون هم اینکه چند درصد مردم ایران همون چیزین که توی این فیلم میشه دید! فضای کلی فیلم رو دوست داشتم و من فیلم رو پسندیدم اما نقدهایی که در مورد این فیلم خوندم هم کاملا منطقی بود.
امشب هم فیلمی رو دیدم به اسم «شرایط». فیلم با بازی بازیگرای نه چندان شناخته شدهی ایرانی در خارج از کشور ساخته شده بود که سعی داشت حال هوای کشور ایران رو نشون بده. خانوادهای ثروتمند با مشکلات عقیدتی و… پسر معتاد که مذهبی میشه و نماز میخونه و گاهی در خواب چیزهایی شبیه عشقبازی با خواهرش رو میبینه که البته براش حکم کابوس داره. دختر خانواده رابطه جنسی با دوست و هم مدرسه ای خودش داره. دختری 16 سالهای که باکره نیست. در بخشی از این فیلم دختر توسط راننده یک ماشین که مثلا قرار بوده تاکسی باشه ربوده میشه و در کنار خیابون به نوعی دختر مورد تجاوز قرار میگیره اما قسمت خندهدارش اینجاست که راننده با لمس پای دختر در کنار خیابون پر رفت و آمد به اوج لذت جنسی میرسه! در کل فیلم نمایی از یک جامعه به شدت هوسران رو نشون داده که هر دختری میتونه مورد تجاوز قرار بگیره، هیچ امنیتی وجود نداره، بزرگترین مشکل مردم مسائل جنسیتیه، لحظه به لحظه توی شهر اذان پخش میشه و… . یکی باید به کارگردان این فیلم میگفت آرومتر! پیاده شو با هم بریم! این نوع بزرگنمایی جز توهین به شعور مخاطب و بد نام کردن کشور و مردم خودت هیچ چیزی نیست! اول بهتره چند تا سوال رو مطرح کرد:
آیا در کشورمون همجنسگرا هست؟ خوب بله هست! چه زن و چه مرد! اما چند درصد؟
آیا هرکس به دین و نماز و این مسائل اعتقاد داره دچار انحراف و عقدههای جنسیه؟
چند درصد دخترهای 16 ساله دبیرستانی باکره نیستن و چند درصدشون همجنسگران؟ و چند درصدشون با شرایط خانوادگی که نشون داده شد در همون سن کم ازدواج میکنن؟
در قسمتی از فیلم پدر خانواده در کنار ساحل به خانواده خطاب به دخترش میگه: «یه روزی همه باهم میریم توی آب!» الان مشکل عمده مردم ما اینه که چرا همه نمیتونن لخت بشن برن توی آب؟
چند درصد مردم غصهشون مشکل در خوردن مشروبه؟
چند درصد قشر پولدار جامعه این شکلیه که توی این فیلم دیده شد؟
چند درصد جهت صرفا عشق و حال از این مملکت خارج میشن و مهاجرت میکنن؟
چند درصد مذهبیها جشن عروسی رو مختلط برگزار میکنن و توش شراب سرو میکنن اما از آوازخوانی ناموسشون بیزارن؟
در حالی که معتقدم جامعهای که توش رندگی میکنم مشکلاتی بسیاری مثل تجاوز و عقده های جنسی و… داره اما شاید این فیلم بدترین فیلمی بود که توی عمرم در مورد کشورم دیدم! باید از این احمقها ترسید! احمقهایی که از جامعه خبر ندارن و بیرون از گود فیلم اجتماعی با تقلید از فیلمهای هالیوودی میسازن. به نظر من «جدایی نادر از سیمین» جایزههای زیادی رو جمع کرد چون چیزی رو به تصویر کشید که توی جامعهست و درد جامعه رو بدون غلو به تصویر کشید نه با بزرگنمایی مسائلی که توی جامعه عمومیت نداره. عاشق فیلمهاییام که بدون کینه حرف میزنن حتی اگر حرفشون مخالف عقیده من باشه.