دلم تنگ شده برای یک زمستون سرد، زمستونی که صبح بیدار بشیم ببینیم داره برف میاد و شب که میخوایم بخوابیم روی دیوارا کلی برف نشسته باشه! زمستون میخوام تا دلمون برای بهار تنگ بشه وگرنه زندگی نه زمستونش حال میده نه بهارش…
خیام
نوامبر 28, 2009این روزا خیام میخونم! پس خیام مینویسم…:
خواهی که پسندیده ی ایام شوی؟ مقبول و قبول خاصه و عام شوی
اندر پی مومن و جهود و ترسا بدگوی مباش تا نکونام شوی
******
تا بتوانی رنجه مگردان کس را بر آتش خشم خویش منشان کس را
گر راحت جاودان طمع میداری میرنج همیشه و مرنجان کس را
******
بدخواه کسان به هیچ مقصد نرسد یک بد نکند که سرش صد نرسد
من نیک تو خواهم و تو خواهی بد من تو نیک نبینی و به من بد نرسد
زمستان است…
نوامبر 24, 2009نه یک بار، نه دوبار، نه سه بار… هزاران بار باید گوش کرد و خوند و خوند و…
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت .
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است…
دینگ دینگ 2
اکتبر 30, 2009خوب سر ظهر با صدای “دینگ دینگ” بیدار شدیم تا قوانین جدید رو بنوییسم! در مطلبی قوانین نوشته شد و منتشر نشد! فقط اینجا اومدم بگم نوشته شدن! وسلام
تغییر ورژن
اکتبر 30, 2009الان حوالی ساعت 3:40 بامداد روز جمعه، هشتمین روز از هشتمین ماه سال 1388 مصادف با سی اکتبر سال 2009! من نتونستم بخوابم. توی اتاقم نشستم و بخاری روشنه و بخاری هوای اتاق رو مطبوع کرده. ماهواره رو روی کانال تی وی پرشیا گذاشتم و به آهنگای جوادش گوش میدم و گاهی باز به پی ام سی پرش میکنم. هیچجور خوابم نمیبره. بهترین کار اینه که کامپیوتر رو خاموش کنم و از فردا قوانین جدید زندگیم رو وضع کنم! باید عوض بشم، یک تغییر ورژن جدی، مرتضی ورژن جدیدش با تغییراتی مهم و اساسی! مرتضایی که بیشتر یوزرفرندلی باشه. میخوابم به امید اینکه فردا مرتضایی نو رو متولد کنم. از فردا همه چیز عوض میشه و اثبات میکنم من اشتباه کردم! دیگران اشتباه کردن! همه و همه اشتباه کردیم اما از فردا همه چیز ریست میشه؟ اوکی؟ فردا که بیدار بشم، صدای دینگ دینگی رو میشنوم حکایت از تولد مرتضایی نو. فردا همه چیز رو مرتضی عوض میکنه.